على اكبر دهخدا

731

امثال و حكم ( فارسى )

خر را گم كرده پى نعلش ميگردد . نظير : بعد خيرتها تحتفظ . خر رفت و رسن برد . تمثل : نبرد دل مرا همى فرمان * دل چو خر شد ز دست برد رسن . فرخى . بستاند رقيبم سر زلفت ز كف و رفت * دل نعره‌زنان شد كه فلان رفت و رسن برد . كمال خجند . ما سر و پاى يكى چنبروار * خر ما خسته و بگسسته رسن . سنائى . و از عاشقى پرهيز كن كه خردمندان از عاشقى پرهيز توانند كردن . از آنكه ممكن نگردد كه بيك ديدار كسى بر كسى عاشق شود . نخست چشم بيند آنگاه دل بپسندد . و چون دل را پسند اوفتاد و طبع به دو مايل گشت آنگاه دل متقاضى ديدار دوم باشد . اگر تو شهوت خويش را در امر دل كنى و دل را متابع شهوت گردانى باز تدبير آن كنى كه يك بار ديگر او را بنگرى ، چون ديدار دو بار شود ميل طبع نيز به دو مضاعف شود و هواى دل غالب‌تر گردد . پس قصد ديدار سيم كنى . چون سيم بار ديدى و در حديث آمدى و سخن گفتى و جواب شنيدى ، مصراع : خر رفت و رسن برد بيا تا بينى . پس از آن اگر خواهى كه خويشتن را نگاهدارى نتوانى كه كار از دست تو گذشته باشد . از قابوسنامه . و رجوع به : منگر اندر بتان . . . ، شود . خر رنگ‌كن است . منسوجى بىارز است لكن رنگى خوش و چشم‌فريب دارد . خر رو بطويله تند ميرود . خرس از در گلشن نه و خوك از در گلزار . * ( با ملك چكار است فلان را و فلان را . . . ) منوچهرى . خرس تخم ميگذارد يا بچه مىكند ! - از اين دم‌بريده هرچه بگوئيد بر ميآيد . هريكى از دو شق حيله يا دو صورت سوء عمل از او بعيد نباشد . خرس در كوه بو على سيناست . در جائىكه همگان عامى يا ابلهند نيم‌خوانا يا نيم‌دانائى مغتنم و محترم است . خرسند باشيد تا توانگر باشيد . ( و حكما گفته‌اند كوشا باشيد تا آبادان باشيد و . . . فروتن باشيد تا بسيار دوست باشيد . ) از قابوسنامه . رجوع به : در اين بازار اگر سوديست . . . ، شود . خرسند شود گاو بگنجارهء فلخود « 1 » * ( خصمش بغنوده است بدين زخرف دنيا . . . ) شمس فخرى . خرسندى از گنج ايزد عطاست . * ( بدانچت بدادند خرسند باش كه . . . ) ناصر خسرو . رجوع به : در اين بازار اگر . . . ، شود . خرسندى دوم توانگريست . رجوع به : در اين بازار اگر سوديست . . . ، شود . خرسنگ در راه انداختن . ايجاد مانعى در راه پيشرفت مقصود كسى كردن . مثال : و بعضى كه از او مخوف و منهزم بودند خواستند كه خرسنگى در راه ملتمس او اندازند . . . نقل از العراضه .

--> ( 1 ) فلخود پنبه دانه باشد .